کفتر کاکل به سر وای وای این خبر از من ببر وای وای بگو به یارم که دوستش دارم بگو برگرده چشم به راهشم من خاطر خواهشم من نذار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودن من ...
شبی به تاک تن تشنه ام بپیچ که صبح / بهشت بشکفد از جان هر جوانه من چو شبنمی که چکد ز غنچه های سپید / ببین به سینه خود اشک دانه دانه من به شوق روی تو من زنده ام خدا داند / برای زیستن اینک تویی بهانه من
سرو و صنوبر شرمنده تو، گل متحیر از خنده تو حرفات شیرینه، مثل قند و عسل، شعر و غزل آه
شبی به تاک تن تشنه ام بپیچ که صبح / بهشت بشکفد از جان هر جوانه من چو شبنمی که چکد ز غنچه های سپید / ببین به سینه خود اشک دانه دانه من به شوق روی تو من زنده ام خدا داند / برای زیستن اینک تویی بهانه من